سینه ام دکان عطاری ست ، دردت چیست؟
شنبلیه ، رازیانه ، شاهی و گشنیز .......
هل و آویشن ، نبیذِ سرخِ شور انگیز .......
سینه ام دکان عطاری ست ، دردت چیست؟
تو اگر جسمت بهاران است ، اما جان تو پاییز
عازم مسجد سلیمانی و لیکن میرسی تبریز
عاشقی تو ، عاشقی تو
من برای عاشق بی کس
من برای عاشق بی چیز
راه رفتن ، گریه کردن زیر باران می کنم تجویز .......
:: موضوعات مرتبط:
شعرگونه ,
,
:: بازدید از این مطلب : 307
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3